صفى الدين محمد طارمى
239
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
پس مىگردد « احسن اعمال او » در مقام ابرار - از براى بودن او مرضىّ و پسنديده از اعتقاد يقينى مطابق از براى علم شرعى ، موافق از براى امر الهى ، صادر از قصد مستقيم ، خالص لوجه اللّه ، مبرّا از ريا و غرض - گناه ؛ چرا كه او مىبيند او را فعل خود از روى عيان در ظاهر ، و مىبيند او را صادر از او ؛ و او در حقيقت فعل خداى تعالى است ؛ چرا كه نيست از براى او وجودى ، پس چگونه مىباشد از براى او فعلى ؟ ! پس اگر باقى باشد اعتقاد او آنكه او فعل اوست ، پس بتحقيق كه محتجب شده است به او ؛ پس مىباشد گناه در مقام قرب ، و اگر مرتفع شود اعتقاد او به شهود افعال حقّ پس بتحقيق كه آمرزيده مىشود ذنب او . و همچنين مىگردد « اصدق احوال او در مقام ابرار ، زور در مقام مقرّبين . » چرا كه حال روشن و درخشان و ظاهر مىكند نورى را از انوار فردانيت كه مىپوشاند عبد را و ظاهر مىكند حقّ را ؛ پس مىبيند شاهد كه اوست مشهود ؛ پس ظاهر مىكند شطح را و گمان مىبرد آنكه او حقّ است ؛ پس او صادق است به اعتبار نور تجلّى ساتر از براى او و از براى عقل او ؛ چرا كه او مستور و مغلوب است ليكن او نرسيده است به فناى محض ؛ پس او عبد است در حقيقت مادام كه انانيت او باقى است ؛ پس هرگاه سرايت كرده و درگذشت از او حال ، و ساكن شد وارد ، و ردّ شد به سوى عقلش ، ظاهر مىشود آنكه او زور است به حسب حقيقت . پس در اين هنگام حال صدق است به اعتبار نور تجلّى ، و زور است نزد تحقيق در مقام بقاى بعد از فنا كه او مقام مقرّبين است . و مىگردد « صافىترين قصدهاى او » در مقام سلوك « قعود » در مقام وصول ؛ چرا كه قاصد به سوى حقيقت هرگاه مشاهده كند مقصود خود را ، متحقّق مىشود او را آنكه حقّ اقرب است به سوى او از حبل الوريد ، بلكه او عين قاصد است ؛ پس قعود مىكند از قصد خود و مىداند كه قصد صافى از ميل به سوى غير - كه مستوى است به سوى حقّ - او نفس قعود است از طلب .